رویدادهایی برای متخصصان تاریخ، سیاست و جامعه‌شناسی، روز پنجم «اردی‌بهشت کتاب»
رویدادهایی برای متخصصان تاریخ، سیاست و جامعه‌شناسی، روز پنجم «اردی‌بهشت کتاب»
روز پنجم اردی‌بهشت کتاب، روزی تخصصی که با نشست‌های کاملا حرفه‌ای در حوزه سیاست، تاریخ و جامعه‌شناسی به پایان رسید.

پنجمین روز از «اردی‌بهشت کتاب» با نشست‌های تخصصی در حوزه‌های مختلف علوم انسانی از تاریخ و علوم سیاسی و جامعه‌شناسی همراه بود و حتی علم مهندسی را به همراهی با شهروندان در شهرنشینی کشاند.

گفت‌وگو درباره کتاب «سیاست‌های خیابانی»

نشست نقد و بررسی کتاب سیاست‌های خیابانی با حضور مارال لطیفی کارشناس حوزه اجتماعی و مهدی مهدوی زاهد مجری و کارشناس برگزار شد.

در ابتدای این نشست مارال لطیفی، در تحلیل خود درباره مفهوم سیاست خیابانی و نقش آن در جنبش‌های اجتماعی اظهار داشت: خیابان به عنوان محملی برای تجمع و بازتولید کنش‌های سیاسی، نه به شکل ساختار قدرت رسمی، بلکه به معنای زیست در فضای جمعی و محفل سیاسی است.

لطیفی با اشاره به تجربه تاریخی انقلاب اسلامی، بیان کرد: تهیدستان شهری پیش از انقلاب فعالیت‌های خود را به صورت آرام و مستمر انجام می‌دادند و پس از وقوع انقلاب، با پیوستن به این جنبش، منافع خود را دنبال کردند. شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی معمولاً زمانی جدی‌تر می‌شود که دستاوردهای آنها تهدید شوند یا امکان بازتولید آن‌ها ناممکن شود.

او به تفاوت میان سیاست خیابانی و سیاست نهادی اشاره کرد و گفت: برخی گروه‌ها که امکان فعالیت نهادی دارند، اعتراضات خود را از طریق سازوکارهای رسمی پیگیری می‌کنند، اما گروه‌هایی که چنین امکانی ندارند، ممکن است به شکل پیشروی آرام یا سیاست خیابانی عمل کنند.

مهدی مهدوی زاهد در تحلیل خود درباره مفهوم «پیشروی آرام» در جامعه ایران، این پدیده را حرکتی مهم، عمیق و نسبتاً سریع توصیف کرد که در بخش‌های مختلف از جمله سیاست خارجی و مسائل اجتماعی به چشم می‌خورد. در سیاست خارجی ایران معمولاً رویکرد عملگرایانه وجود دارد؛ به طوری که در مواجهه با بحران‌ها، تلاش می‌شود به مذاکره و راه‌حل‌های عملی برسند، هرچند گاهی اوقات این تلاش‌ها با تعلیق و تردید همراه است.

وی در پایان گفت: این روند پیشروی آرام بدون قضاوت شخصی و صرفاً به عنوان یک واقعیت اجتماعی در حال وقوع است و نشان‌دهنده تغییرات تدریجی در ساختارهای اجتماعی و سیاسی جامعه ایران است.

کانون پرورش فکری، بازوی اجرایی دربار پهلوی بود

همچنین آئین رونمایی از کتاب «معصومیت در حصار قدرت» روز یک‌شنبه ۲۷ اردیبهشت در سکوی ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، محمود ذکاوت، نویسنده کتاب در کنار حسین جودوی، حضور داشت.

محمود ذکاوت، گفت: عنوان این کتاب «معصومیت در حصار قدرت» است که کلمه «مصومیت» به دوران کودکی اشاره دارد. در ابتدای تاسیس کانون پرورش فکری، کودک حلقه تمرکز اصلی بود، درباره این کانون در دوران پهلوی سخن زیاد است اما موضوع مهمی که ما با آن سروکار داریم، تاثیرگذاری این کانون در تربیت کودک است. یکی از موضوعاتی که من در پژوهشکده به آن می‌پردازم «مسئله کودکی در ایران» است، پیرامون تحقیقاتی که داشتم به سلسله روایات مختلفی برخوردم که خط وصل تمام آنها، کانون پرورش فکری بودند.

وی افزود: یکی از مسائل کتاب، درگیر شدن با تاریخ معاصر است. تاریخ معاصر و پهلوی به دو طیف طرفدار و منتقد جدی تقسیم‌بندی می‌شود که گزاره‌ها عموما همه درگیر حب و بغض‌های سیاسی و ایدئولوژیک می‌شود. من سعی کردم در کتاب به طور کامل، از این حب و بغض‌ها فاصله بگیرم و خالصانه تاریخ را روایت کنم.

ذکاوت درباره تاریخ ادبیات کودک، قبل تاسیس کانون گفت: ما همه فکر می‌کنیم که کانون، اولین نهاد در حوزه ادبیات و کتاب کودک است اما قبل از تاسیس کانون، بسیاری نهاد فعال در این عرصه داشتیم که ابتدای این مسیر از اواسط دوره قاجار شروع شده است ولی ما همچنان، کانون را نقطه عطف ادبیات کودک می‌دانیم زیرا کانون بود که اولین بار یک الگو برای ادبیات کودک ارائه داد و چارچوبی در این حوزه پایه‌گذاری کرد. شورای ادبیات کودک که گروهی مستقل با تکیه بر تالیف است، نقطه مقابل کانون است که نهادی درباری با تکیه بر ترجمه تاسیس شده است.

او بیان داشت: از نیمه دهه ۴۰، حکومت دچار بحران هویتی می‌شود، ایرانیان به این نتیجه می‌رسند که باید فضا را تغییر داد. دهه ۴۰، دهه رشد فرهنگی کشور بود. در کنار آن نهضت امام نیز به یقین می‌گویم، تغییر اساسی در این حوزه انجام داد و انقلاب اسلامی که در دهه ۵۰ اتفاق می‌افتد، محصول این تغییر و تحول در بدنه اجتماع است.

او در ادامه گفت: این نکته فراموش نشود. کانون ارتباط شدید و تنگاتنگی نیز با موسسه فرانکلین، بازوی فعال فرهنگی آمریکا در ایران داشته و مسئول ترویج و توزیع تولیدات فرانکلین در کتابخانه‌های ایران بود.

نویسنده کتاب با اشاره به استراتژی کانون در حوزه تربیت عنوان کرد: فعالیت‌های کانون به شدت و غیرعادی متکی بر جداسازی کودک از خانواده بود، این کار به فرهنگ تربیتی دهه ۶۰ میلادی بازمی‌گردد. به گمان من یکی از دلایل شکست کانون در ایران همین مورد بود، علت اصلی این مسئله، عدم پذیرش جامعه بود. حتی مدرن‌ترین خانواده‌های ایران نیز، با جدایی کودک از خود مشکل داشتند.